استشمام بوی رمضان در فرهنگ عامه مردم روستای یمن

در هر یک از مناطق کشور ماه مبارک رمضان با برگزاری آداب و رسومی خاص همراه است. اهالی روستای یمن همگام با دیگر مناطق کشور رسومات و برنامه هایی را از گذشته در این ماه دنبال می کنند. مردم روستا با شور و شوقی خاص به استقبال ماه رمضان رفته و مواد و تغذیه های مورد نیاز را قبل از شروع ماه رمضان تهیه میکنند.

ماه رمضان در روستای یمن، با حال و هوای خاصی همراه بوده سحری خواندن مرحومان(مشهدی سیف اله کاظمی و مشهدی ابوالقاسم سلیمانی) حال و هوای خاطره انگیزی داشت. در قدیم که خبری از سیستم های صوتی نظیر بلندگو , اکو .... نبود. مردم برای بیدار شدن و خوردن سحری با صدای مشهدی سیف اله از مسجد روستا و صدای طبل و سحری گفتن  مشهدی ابوالقاسم از پشت بام منزل بیدار میشدند. البته این بیدار شدن بقدری زود هنگام بوده که با میل نمودن سحری باز تا اذان صبح یکساعتی هم وقت باقی بود. ذکر جملات و شیوه بیان آنها هم متفاوت و دارای گویش و نطقی خاص و جالب و منحصر به فرد بود. متاسفانه امروزه انواع نوار و وسایل الکترونیکی جای این شیوه سنتی و پر شور و حال را گرفته اند.

ماه رمضان با طولاني بودن روزها و شدت گرفتن گرما براي كشاورزان روزه داشتن بسيار سخت و طاقت فرسا بوده است. در خاطراتي كه گاها توسط بزرگان و سالمندان روستا بيان ميشود. در دوره هایی که ماه مبارك رمضان كه با فصل تابستان و گرما مصادف شده است كشاورزان با داشتن روزه در گرماي تابستان به انجام امورات كشاورزي و درو كردن و... مي پرداختند. لذا براي كاستن از دماي بدن خود و حفظ روزه خود با پارچه هاي نم دار سرو صورت خود را خنك ميكردند.    

در روستای یمن خانواده ها کودکان و نوجوانان خود را برای روزه گرفتن تشویق میکنند بطوریکه برای گرفتن اولین روزه هدیه ای اختصاص میدهنداز جمله قطعه ای زمین کشاورزی، بره، پول و هدایایی از این دست که این قیبل هدایا در اصطلاح مردم روستای یمن برای کودکان جهت اولین روزه « سَرزبانی » معروف میباشد. البته کودکان هم به افتخار این نوع روزه داشتن و بالیدن به آن با شور شوقی خاص در بین همسالان خود حاضر شده و سفید شدن زبان خود به نشانه روزه دار بودن را به همدیگر نشان میدهند. البته روزه کله گنجشکی در بین کودکان و خانواده ها هم جایگاه خاصی دارد.  

در روز بیست یکم ماه رمضان  که مصادف با شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) میباشد که در اصطلاح مردم روستای یمن  به آن « تیغ»  میگویند. (  به دلیل شهادت حضرت امام علی (ع) و حضرت امام حسین (ع) با تیغ شمشیر،  روز  شهادت  این دو امام بزرگوار در فرهنگ روستای یمن به نام  روز « تیغ » اطلاق می گردد. ).

خانواده هایی که دارای گاوشیرده هستند  وقتی در غروب روز بیستم ماه رمضان آنها را میدوشند شیر حاصله را برای مصرف خود یا فروش استفاده نمیکنند این شیر در اصطلاح مردم روستا معروف به شیر شب تیغ (شیر شُو تیغ) است که آن را به نیازمندان و فقرا میبخشند.ضمنا در غروب روز بیستم هم خانواده هایی که نذوراتی داشته باشند توزیع میکنند و همچنین برای آمرزش اموات خیرات مي دهند.

در روز بیست یکم ماه رمضان مصادف با شهادت حضرت علی (ع) « روز تیغ » مردم روستا دسته جمعی یا انفرادی به زیارت اهل قبور و زیارت امامزاده روستای فارسيجان (امامزاده حلیمه خاتون (س) میروند. از جمله برنامه های اصلی مردم در این روز میباشد. در گذشته بعد از زیارت امامزاده ،  تعدادی از اهالی  و جوانان به روستای ازنوجان جهت تماشای مراسم تعزیه (تعزیه حضرت علی ع) میرفتند. در این روز فعالیتهای عمده  روزانه تعطیل  و مردم به برگزاری مراسمات این روز می پردازند.

در شب 27 ماه رمضان که مصادف با کشتن ابن ملجم مرادی میباشد مردم در این شب جهت افطار و شام  با تهیه سبزی آش (معروف به علف آش)  آش رشته میپزند و یا در بین  اهالی توزیع میکنند.

در آستانه فرارسیدن عیدسعید فطر هم خانواده ها مایه خمیر تهیه میکنند و خمیری تهیه شده از شیر ، آرد و شکر تهیه (معروف به خمير شيري) و نانی خوشمزه و برشته با نام نان شیری در تنورهای خانگی و در کنار آن نان دیگری (کوچکتر و ضخیمتر) با نام فطیر (برگرفته شده از عید سعيدفطر) که روی آن تخم و مرغ ، شکر و  کنجد و تخم خرفه ، زردچوبه , دانه های معطر و... میزنند و در تنوری که در مطبخ های خانگی  ساخته اند آن را میپزند.

انتشار آداب و  رسوم  سنتی اهالی روستای یمن در خبرگزاری تسنیم

انتشار آداب و  رسوم  سنتی اهالی روستای یمن در خبرگزاری تسنیم 

با اقتباس از مطالب وبلاگ روستای یمن

امسال  همزمان با با فرارسیدن ایام محرم و عزاداری های تاسوعا و عاشورای حسینی (ع) خبرگزاری تسنیم ، اقدام به انتشار آداب و رسوم سنتی اهالی روستای یمن در ماه محرم مخصوصا در روزهای تاسوعا و عاشورا با اقتباس از مطالب وبلاگ روستای یمن برای آگاهی مردم شریف ایران اسلامی نموده است .

همچنین در سال گذشته سایت رسمی شبکه آفتاب استان مرکزی  با اقدامی ارزشمند به صورت گفتار متن خبر (نریشن)

اقدام به معرفی آداب و رسوم اهالی روستای یمن در روز تاسوعا نموده است.

وبلاگ روستای یمن این اقدام خبرگزاری تسنیم و شبکه آفتاب استان مرکزی را ارج نهاده و از همه عزیزان و دست اندرکاران مربوطه کمال تشکر و قدردانی را به عمل می آورد.

علاقه مندان وبلاگ روستای یمن می توانند با مراجعه به لینک های زیر به مطالب منتشر شده دسترسی داشته باشند.

 

خبرگزاری تسنیم در تاریخ : 95/7/21 

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/07/21/1210513/


 

شبکه آفتاب استان مرکزی در تاریخ : 94/7/29

http://markazi.irib.ir/article/184556289/

 

 

بازگشت عام كردلي به روستا

عصر روز دوشنبه بالاخره عام كردلي به روستا برگشت،

امسال عام كردلي با تجهيزات كامل به كوه رفته بود سالهاي قبل با پوستين نمدي ، بقچه ، پتو به كوه ميرفت. ولي امسال تجهيزاتش رو كامل كرده بود: يه كيسه خواب خوب ، كوله پشتي ،چراغ قوه ، لباس گرم ، البته پوستين نمديش رو هم برده بود. جالب اينكه امسال عام كردلي يه سيم كارت تلفن همراه هم گرفته بود و تا چندي روزي با ننه و دوستاش در روستا در تماس بود.

در تماس هاي تلفني كه اهالي با كردلي داشتند به او تاكيد مي كردند كه توي مسير كه ميايد چوب دستيش رو به سنگاي سفيد بزنه تا بارش برف پشت دار (ادامه دار) باشه و سال ديگه اوسالي باشه .

كردلي روزهاي آخري كه از كوه به سمت روستا در حال حركت بود شارژ موبايلش تموم شد و ارتباط تلفنيش با ننه و اهالي قطع شد همه نگرانش شده بودن مخصوصا ننه كه بي تابي هم ميكرد وچشم انتظارش پسرش بود. بالاخره ديروز نزديكاي غروب كردلي به روستا برگشت. هوا هم خيلي سرد بود اتفاقا برف خوبي هم در روستا در حال بارش بود. طوريكه كلاه نمدي كردلي هم روش پر برف بود.

اهالي با وجود سرما به اتفاق ننه اومده بودن استقبال كردلي و همه بهش خوش آمد ميگفتن و خداقوت .

اهالي كه اومده بودن ديدن كردلي منتظر شنيدن خاطرات كردلي از اين سفر ده روزه اش بودن و همه ميخواستن بدونن بالاخره امسال كردلي چوبش رو بيشتر به چي زده ؟؟  كردلي هم هنوز خستگي راه از تنش بيرون نيومده بود با روي خوش از اهالي تشكر كرد كه به يادش بودن و براش دعا ميكردن و آخر بار هم گفت كه با چوب سنگاي بين رو كنار ميزده تا مسير براش هموار باشه بعد از شنيدن خاطرات كردلي ،  ننه آش با داغ از اهالي و پسرش پذيرايي كرد.


همانطور كه در پستهاي قبل در مورد فلسفه وجودي عام كردلي مطالبي به نظر خوانندگان رسانده شد و در بالا هم با نوعي نگاه طنز گونه اين افسانه كهن روستاي يمن و منطقه گله زن مرور گرديد.

اين روزها در اكثر نقاط كشور شاهد نزول بركات الهي هستيم . و زمستان چهره حقيقي خود را با عنايات حضرت باريتعالي در حال نشان دادن است. و انسان ناخودگاه به ياد نثر زيباي سعدي (عليه الرحمه) میافتد كه ميفرمايد:

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده .......

انشالله در ادامه فصل زمستان شاهد بارش بركات الهي باشيم و سال پيش رو مايه بركت و عزت و سربلندي همراه با سلامتي باشد.

 

روز تيغ ماه صفر در فرهنگ و آداب و رسوم اهالي روستاي يمن

در فرهنگ و آداب روستاي يمن سه روز به نام تيغ وجود دارد از جمله شهادت حضرت امام علي (ع) ، عاشوراي حسيني (ع) ، و ۲۸ ماه صفر مصادف با رحلت نبي مكرم اسلام (ص) و امام حسن مجتبي (ع) .

كه در روستاي يمن هر كدام از اين ايام از گذشته تا به حال رسومات و برنامه هاي خاص آن روز را به خود اختصاص داده است.

در شب ۲۸ ماه صفر اهالي روستا اقدام به توزيع خيرات (براي اموات و درگذشتگان خود) مي نمايند و در صبح ۲۸ صفر پاي پياده عازم آستان مقدس امامزاده روستاي فارسيجان ميگردند و اقدام به فاتحه خواني براي اموات و همچنين زيارت آن آستان مقدس مي نمايند.

بعد از آن اهالي با پاي پياده يا هر وسيله ممكن جهت تماشاي مراسم باشكوه تعزيه به روستاي ازنوجان(مجاور روستاي يمن) ميروند.

البته خيل عظيمي از اهالي هم در مسجد روستا اقدام به عزاداري مي نمايند. در اين روز عمده فعاليتهاي روزانه به برگزاري و شركت در برنامه هاي اين روز اختصاص دارد.

در اين روز اهالي اقدام به توزيع انواع نذورات مي نمايند.

یلدا فرصت تکرار خاطرات غبار گرفته

 

 

یمن ـ  یلدا،  فرصتی است برای تکرار خاطراتی که روزگاری، سرمشق خوبی هایمان بوده اند و امروز غبار فراموشی رویشان را پوشانده است.
 

شب يلدا، طولاني‌ترين شب سال ناميده مي‌شود اما نه به دليل چند ثانيه اي که از شب‌هاي ديگر بيشتر دارد بلکه به دليل ريشه‌اي که در سنت‌ها و باورهاي ديرين ايرانيان داشته و دارد.

ايرانيان نخستين روز دي ماه، يعني درازترين شب اول زمستان كه ( شب يلدا، آخرين شب پاييز، پايان قوس، آغاز جدي ) است، را جشن مي‌گيرند. در اصطلاح قديم، شب اول زمستان را شب چله مي‌گويند. مردم، زمستان را در حقيقت دوماه يا دوبخش مي‌دانند كه 40روز اول را چله بزرگ و 40 روز آخر را كه مصادف با جشن سده است، چله كوچك مي‌نامند.
پيشينيان براين باور بودند كه در اين شب، فرشته بدي‌ها ( اهريمن) با فرشته‌ي خوبي‌ها ( امشاسپندان ) به جنگ مي‌پردازند و در اين نبرد طولاني كه برابر درازترين شب سال است، بالاخره فرشته‌ي خوبي‌ها، اهريمن را شكست داده و تاريكي از روشنايي شكست مي‌خورد و صبح بعد زاده شدن مجدد خورشيد، آغاز مي‌گردد. زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين‌ها و فرهنگ‌هاي بسياري از سرزمين كهن، آغاز سال قرار داده‌اند و به شگون روزي كه خورشيد از چنگ شب‌هاي اهريمني نجات مي‌يافت، روزي مقدس براي مهرپرستان بود.

ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و  سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند .

آيين شب يلدا در استان مركزي از ديرباز در سه شب متوالي باعناوين شب " چله‌بزرگه"، "چله وسطي" و" چله‌كوچيكه" برگزار مي‌شده و خويشان و دوستان سفره‌اي از مهر را مي‌گشودند و از هر دري سخني مي‌گفتند. يكي‌ازآيين‌هاي ويژه يلدا، در استان مركزي ديدار و بزرگان و سالخوردگان فاميل بوده‌است. در شب‌هاي چله افراد فاميل در همايشي صميمي دور كرسي چوبي جمع مي‌شدند و به قصه‌هاي بزرگترها گوش مي‌دادند. زنان و دختران درسيني‌هاي قديمي مسي انواع ميوه و تنقلات به ويژه هندوانه،انگور،تخمه و نخودچي كشمش، و خرما را مهيا مي‌كردند.دراين شب استثنايي پس از صرف شام همگان در كنار هم،از شادي‌ها و غم‌ها، موفقيت‌ها ، اعتقادات، اميدها و بيم‌هاشان مي‌گفتند. بزرگترها و ريش سفيدان فاميل در اين شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ ، سعدي و فردوسي خاطرات و داستان‌هاي كهن ايران زمين را براي اعضاي خانواده نقل مي‌كردند.
در شب يلدا، بزرگترها با كودكان هم بازي مي‌شدند،"پر يا پوچ"دزد بازي و مشاعره از جمله بازيهايي است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزي با مشاركت همه اعضاي خانواده رواج داشت.



روستاي يمن هم مانند دیگر نواحی مختلف ایران آداب رسومی برای این شب  که در گویش مردم این روستا معروف به شُو اَول زِمستُن  يا شُو چِله است وجود دارد.

در اين شب افراد فاميل و اعضاي خانواده معمولا در خانه بزرگان ، سالخوردگان و ريش سفيدان فاميل يا طايفه جمع مي شوند . به نوعي شبي بياد ماندني براي بجا آوردن سنت حسنه و زيباي صله ارحام است .   

در گذشته اكثر خانه ها داراي كرسي چوبي بزرگي بوده كه در زير آن ظرفي (بنام استنبلي در گويش مردم يمن) مملو از ذغال براي گرم كردن فضاي زير كرسي گذاشته ميشد. و همه در زير كرسي قرار ميگرفتند. فضاي گرم و صميمي و پر شور هم در خانواده ها همراه با عشق و مهر متجلي بود. 

البته شب اول زمستان و شب چله كه بدون شب چره معنايي نداشته و در روستاي يمن هم خربزه ، هندوانه ، انگور و میو ه هایی که بدین منظور انبار یا تهیه  کرده اند استفاده میکنند. در  گذشته كه امكان تهيه انواع ميوه مانند امروزه نبوده لذا از تابستان بسياري از صيفي جات نظير خربزه و هندوانه  با روش خواباندن در روي كاه  جهت سالم ماندن براي اين شب نگهداري ميكردند.

کشمش های سبز به بند كشیده شده اي كه اواخر شهريور به سقف خانه هاي مسقف شده با تير چوبي آويخته اند را پايين كشيده با نخودچي می‌خورند، کدو حلوایی می‌پزند و گندم با شاه دانه برشته شده و تخم هندوانه و تخم خربزه و آفتابگردان و.... به عنوان شب چره (شو چره ) در ظرف بزرگ مسي (درگويش مردم يمن به نام مَجومه مسي) روي كرسي گذاشته و در شب یلدا  تناول میکنند.

در اين شب مادران علاوه بر آماده نمودن ملزومات و خوراكيهاي اين شب به فكر صبحانه فردا هم هستند قابلمه هاي مسي يا روحي (روي) پر از لبو از سر شب روي شعله ملايم چراغ هاي علاالدين و... گذاشته تا كه انشالله به اميد روز برفي اول زمستان اعضاي خانواده لبوي داغ با صبحانه نوش جان نمايند.

در روستای یمن رسم بر این بوده  است که به مناسبت فرارسیدن شب یلدا خانواده‌هايي كه پسرشان نامزد دارد، در بعد از ظهر روز آخر پاییز شب چره‌اي شامل انواع آجيل، شيريني و ميوه‌هاي فصل از جمله هندوانه ، انار ، پرتقال را همراه با هدايايي  و همچنین مقادیری صابون ، بسته ای حنا ، یک جفت کفش و...  در بسته‌هاي آذين بندي شده براي عروس خانم می فرستند. فرستاندن این قبیل هدایا برای عروس خانم معمولا  توسط آقا داماد و خانواده یا بستگان ایشان صوت مي پذيرد. البته خانواده عروس خانم هم هديه اي به پاس احترام به آقاداماد تقديم مي نمايند.  البته حضور عروس خانم يا آقا داماد هم در شب چله در جمع خانواده هاي همديگر بر شادي اين دوران زيباي خاطره انگيز مي افزايد. 

در زمان‌هاي قديم در روستای یمن همچنین رسم بر این بوده است درشب يلدا در صورت بارش برف و باقي ماندن از روزهای قبل مقداري از آنرا با شيره‌ي انگور مخلوط كرده و خوردني خنك و  خوشمزه اي  به نام برف و شيره را پس از آماده شده ميل مي كردند، و همچنين نوشيدني خوشمزه اي به نام شيرشيره كه از انگور تهيه شده و تقريبا مانند شيره انگور مي باشد ميل  ميكنند.

قصه و مَتل گفتن بزرگترها براي كودكان هم در اين شب جايگاهي بخصوص داشته مانند قصه هاي كدوي قُل  قُله زن ، عام كردلي، خواندن داستانهاي از كتاب قصص الانبيا و....

البته مشاعره ، چیستان ، بيان خاطرات از خوشي و غم ها ، موفقيت ها ، برنامه هاي آينده از جمله گفتمانهاي اين شب طولاني است.  

در اين شب  طولاني دختران هم به بازيهايي نظير يه قل دو قل و...  ، و پسران هم بازيهاي نظير  لري ، بَريك ، شاه دزد ، پر يا پوچ ، ‌دوز دوز و... مي پردازند.


امزوزه متاسفانه اين رسومات  زيبا با توجه به گسترش انواع وسايل ارتباط جمعي به ندرت مي‌توان جلوه‌هايي از آن را به چشم ديد.

جاي گفتمان خانوادگي را رسانه ديداري و شنيداري پر ميكند. و ياد نمودن از يكديگر از طريق پيامك ، ايميل ، چت ، و....  اتقاق مي افتد !!!؟؟ 

فاصله گرفتن از اين رسومات قشنگ و زيبا  مخصوصا سنت حسنه و نيكوي صله ارحام محصولي جز كمتر شدن ارتباط موثر ، و نداشتن ارتباط چهره به چهره از بستگان و نزديكان را بدنبال نخواهد داشت.

انشالله اگر هر كسي با خود انديشه و همت نموده ضمن ارج نمودن با آداب و رسوم كهن گذشته كه هر كدام نمادي از مهرورزي ميباشد. با پراكندن مهر و عطوفت و خدمت صادقانه در محيط پيراموني و خانوادگي جلوه اي از مهرورزي و ياري رساندن با  بوجود آوردن ارتباطي موثر و پر مهر همراه با شاد زيستن نسبت به همنوعان خود بوجود آوريم.

نگاهي با آيين سيزده بدر  در فرهنگ و رسوم اهالي روستاي يمن

در گذشته تمامي اهالي روستاي يمن روز سيزده نوروز در ابتداي صبح فرش و سماور ذغالي و وسايل مربوط را با پاي پياده و يا هر وسيله ممكن ، خود را به خارج از روستا در منطقه اي با نام احمد آباد در كنار اِسِلْ ۱ آب رسانده و اين روز را به خوبي  و خوشي سپري ميكردند.

خانم هاي خانه و دختران هم ناهار ظهر را تدارك مي ديدند. ناهار معمولا شامل آبگوشت و يا برنج و خورشت سيب زميني ۲ ميشد. نكته جالب اين است كه بعضي خانواده ها در خورشت به جاي سيب زميني برگه زردآلو ميريختند كه بسيار خوش طعم و دلپذير ميشد.

براي گذران روزي بياد ماندني همراه داشتن طٍناف ۳  براي بستن قو ۴ در قلعه احمدآباد متقاضيان زيادي در هر گروه سني براي قو خوردن ۵ بهمراه داشت.

خانواده ها در اين روز حتما با خود نيچين كُنَه ۶ براي كندن جوقاسم۷ بهمراه مي بردند و بعد از كندن آنرا روي آتش ذغال سرخ كرده و يا آب پز مي نمودند. بازي چوق توپ ۸  و دوز دوز و كُوشَه كُوشَه هم از بازيهاي مردان و جوانان در اين روز بود.

*******************

در فرهنگ و رسوم اهالي روستاي يمن خمین نكات جالب توجه را ميتوان به آن  اشاره نمود : در اين روز آجيل و نخودچي و كشمش و  شيريني هاي باقي مانده از نوروز به طبيعت برده ميشود و تناول مي گردد. همچنين در سيزده بدر مانند ساير نقاط  كشور سبزه گره زدن هم جز برنامه اين روز بوده و  مادران دختران را تشويق به گره زدن سبزه عيد و يا گره زدن ساقه هاي گندمزار مي نمايند. و آرزو و دعاهايي در قالب اشعاري زيبا براي دختران جوان و دم بخت خود مي نمايند:  

سيزده بدر

شمس و قمر

سال ديگر

خونه  شو اَر  ۹

بچه بغل 

 بَر و بَر و بَر  ۱۰

در روستاي يمن شهرستان خمین در روزسيزده بدر رسم بر اين است مادران در كنار آبي روان يا رودخانه قرار گرفته و بعد از سبزه به آب انداختن ، به ازاي  هر عضوي از اعضاي خانواده كلوخ يا مشتي گِِل را به داخل آب پرت مي نمايند و اعتقاد بر اين است كه با جريان آب نحوست و بدي در اين سال جديد از خانواده دور گردد.

بعد از صرف ناهار خانم ها در دشت و صحرا ضمن گردش و تفرج بدنبال يافتن سبزي آش شامل غازياغي و توت كُنَك ۱۱ ميگردند. در روستاي يمن رسم پختن آش رشته شُو چارده ۱۲ از قديم الايام مانده است كه اين آش پس از بازگشت از دامان طبيعت در شامگاه  روز سيزده بدر پخته مي شود.

*******************

 در اين سالهاي اخير با توجه به مخروبه شدن قلعه  احمد آباد و همچنين آثاري از اسل آب باقي نمانده است. لذا اهالي روز طبيعت و سيزده بدر را در صورت آب داشتن در كنار سد خاكي منطقه بكر و زيباي شمس كاكا  و يا در رودخانه لعل بار (انار بار) در گذر از حاشيه روستاي يمن كه منطقه وسيع با چشم اندازي طبيعي بسيار زيبا در منطقه خمين مي باشد سپري مينمايند بعضي هم در كنار مزارع خود يا در حاشيه منازل روز طبيعت را جشن ميگيرند.


واژگان :

۱. اِسِلْ : محل تجمع آب هاي جاري كه در آن نيزار زيبا روئيده و درختان سرسبز در كنار آن رشد نموده و از آب آن براي كشاورزي و آشاميدن استفاده مي شود.

۲. خورشت سيب زميني:  خورشت قيمه

 ۳. طٍناف: طناب

۴. قو : تاب

۵. قو خوردن: تاب خوردن

۶. نيچين كُنَه : وجين كن 

۷. جوقاسم: زعفران وحشي

۸. چوق توپ : چوب توب

۹. شو اَر: شوهر 

۱۰. بَر و بَر و بَر  :  گريه بچه

۱۱. غازياغي و توت كُنَك: انواعي سبزه كه در دشتها روئيده ميشود.

۱۲. شُو چارده : شب چهارده

آيين ها و رسوم بجا مانده در فرهنگ كهن مردم روستاي يمن خمين

* علفه  : در گذشته روستای یمن به سه بخش قلعه بالا ، قلعه پایین و توی ده (مرکز روستا) تقسیم ميشده است . در قدیم  بالا و پایین روستا دارای قلعه هایی بوده است که به مرور زمان از بین رفته اند و این تقسیم بندی از گذشته تا به حال باقی مانده است. در حال حاضر روستا یکپارچه بوده و آثاری از تفکیک مکانی در آن وجود ندارد.

در گذشته رسم جالبی که در دو محله قلعه بالا و پایین روستا وجود داشته بعنوان علفه گرفتن می باشد. که در ادامه به شرح مختصری از آن پرداخته می شود: ساکنین قلعه پایین روستا یک شب قبل از عید را  پیش دستی نموده و به پیشواز نوروز رفته که از آنها به (بیداره) یاد میکنند. ( مثال : با فرض اینکه ماه اسفند 29 روز باشد ، شب بیست و نهم علفه میگیرند) در این شب اقدام به پخت آش رشته و نوعی آش دوغ می نمایند و ساکنین قلعه بالا را دعوت می کنند.

در شب عید هیچکدام از ساکنان محله های قلعه بالا و پایین اقدامی جهت دید و بازدید انجام نداده  و در منازل خود در جمع خانواده حضور دارند. .

با پايان روز اول عيد و در شب دوم عید ساکنین قلعه بالا که از آنها به (خواب مانده) یاد میکنند . در این شب همانند اهالی قلعه پایین انواع آش را پخته و ساکنین قلعه پایین را دعوت میکنند . البته وجود غذاهای دیگر (انواع پلو و... و تنقلات ) هم در برنامه این دو گروه وجود دارد ولیکن غذای مرسوم و عمده در این دو شب آش می باشد.

در حال حاضر متاسفانه این مراسم و رسم قدیمی جالب در حال فراموشی و یا اینکه صرفا به معدودی از بستگان و آشنایان نزدیک ختم می شود. و آن گستردگی لازم را ندارد.

* زمان تحویل سال :‌ در روستای یمن آیین نوروز همچون دیگر نواحی کشور جشن گرفته میشود. در این روستا آداب و مراسمات خاصی وجود دارد دید و بازدیدها ،  مهمانی ها و.....  وجود دارد . در لحظه تحویل سال بسیاری از خانواده ها با حضور در آستان مبارکه امامزاده حلیمه خاتون (س) در روستای فارسیجان ضمن حضور در آن آستان مقدس در کنار قبور اموات و درگذشتگان اقدام به قرائت قرآن ،فاتحه و ادعیه میکنند. و پس از پایان تحویل سال به منازل باز میگردند. بسیاری از خانواده ها هم در منزل و در پای سفره هفت سین مراسم تحویل سال را جشن میگرند. خانواده ها در روستای یمن همانند دیگر خانواده های ایرانی سفره هفت سین آماده میکنند.  یکی از رسوماتی که از دیگر خانواده های ایرانی ملزومات سفره هفت سین را در روستای یمن متمایز میکند قرار دادن فطیر مخصوص و مهره دار (گرده نه نه پیر) در سفره که بدین منظور در قبل از عید تهیه شده است . البته بعضی از خانواده ها هم اقدام به پخت تخم مرغ بصورت آب پز و رنگ شده میکنند و سر سفره قرار میدهند که این مراسم در اکثر مناطق کشور برگزار میشود.

 

 *  فلسفه فطیر سفره هفت سین  : بعد از تحویل سال فطیر بزرگ را بین تمام اعضای خانواده به قسمتهای مساوی تقسیم میشود که معمولا این کار توسط مادر خانواده که خود بانی اصلی در پخت آن بوده است انجام میشود. و پس از تقسیم ، اعضای خانواده  شروع به خوردن آن تکه ها میکنند بدیهی است که مهره پنهان شده در بین فطیر بعد از لحظاتی در زیر دندانهای یکی از اعضای خانواده آشکار میگردد. با توجه به اینکه تقریبا اکثر خانواده ها در روستا دارای دام و طیور می باشند این اعتقاد وجود دارد که چنانچه اولین گوساله  یا بره  یا بزغاله ای که در سال جدید زاییده شود نصیب آن شخصی خواهد شد که مهره نان به او رسیده است و خیر و برکت در این زمینه منتسب به وی خواهد بود.

 

*  دید و بازدیدها نورزوی  : بعد از تحویل سال دید و بازدیدها و عید دیدنیها آغاز میگردد عيدي دادن و عيدي گرفتن ،  سر زدن به بزرگان فامیل دروهله اول قرار دارد. یکی از رسوماتی که در روستای یمن معمول است دلجویی و رفتن به منازل اهالی که در طول سال عزیزی را دست داده اند.

 

* عیدی دادن تخم مرغ های پخته شده  رنگی :‌ هنگام آمدن مهمانان نوروزی علی الخصوص کودکان و نوجوانان به آنها تخم مرغ های پخته شده  رنگی  بعنوان عیدی داده میشود

استقبال از نوروز در فرهنگ و ادب مرم روستاي يمن

خانواده های روستای یمن همپای ديگر هم وطننان در سراسر کشور قبل از فرارسیدن نوروز فعالیتها و اقداماتی جهت استقبال از فصل بهار و عیدنوروز انجام میدهند و در این زمینه علاوه بر آداب رسوم مشترکی که تقریبا در سراسر کشور وجود دارد  (نظیر خانه تكاني / سبزه انداختن / آماده نمودن نخودچی و کشمش / پخت سمنو  /خرید لباس / انواع شیرینی / آجیل و... ) مراسمات و آداب خاصی را قبل از فصل بهار و رسیدن نوروز در روستای یمن  انجام میگیرد. كه در ادامه به تعدادي از آنها اشاره مي شود.

* خمیر کردن نوروزی

در روستاي يمن فلسفه پخت خمير نوروزي تهيه فطير و نان شيري و مهمتر از آن تهيه فطير سفره هفت سين با نام  گرده نه نه پیر مي باشد. در اين خمير انواع نانها پخته ميشود پخت چنين خميري در تنور هاي خانگي شامل انواع نانهاي مرسوم در روستا مي باشد كه شامل مدلهاي زير مي باشد :

1. نان معمولی: این نوع نان در طول سال هم پخته می شود و مصرفی همیشگی و عمومی خانواده ها میباشد که خمیر آن ترکیبی از آرد ، آب و مایه خمیر می باشد. اين نان براي تريد در آب و دوغ خيار و آبگوشت بهترين نوع نام ميباشد.

2. نان شیری: نانی بسیارخوشمزه و خوش طعم که گاها با تزئین کنجد همراه است به جای ترکیب آب در خمیر معمولی در این نوع خمیر از شیرگاو استفاده میشود. این نوع نان در زمان صرف صبحانه طرفداران بسیار زیادی دارد.

3.  گِرده : نانی ضخیم و برشته شده و سرخ شده در تنور که ابعاد آن دایره ای شکل به قطر تقریبا یک سانتیمتر  و همچنین سوراخ های ایجاد شده روی خمیر بصورت منظم با تیرک های چوبی (مخصوص پهن نمودن خمیر)، كه  کمک به پخت مغز آن در تنور می باشد. این نوع نان عمدتا برای مصرف صبحانه کاربرد داشته و همچنین آغشته نمودن آن با خامه ایجاد شده در روی ظرفهای شیری که شب قبل از گاوها دوشیده اند که بسیار خوشمزه می باشد. مزه و طعم آن بیاد ماندنی است مانند مزه همان حلوای تن تنانی که تا نخوری ندانی .

4. فطیر: نوع دیگر از انواع نان که عمدتا همزمان با فرارسیدن عید سعید فطر و عید نوروز می پزند که البته در ایام تعطیلات نوروز طرفداران زیادی دارد . که می توان در نظر داشت که تمام دلیل و بهانه پخت خمیر نوروزی تهیه چنین نان خوشمزه ای می باشد. و پخت خمیر نورزی بدون آن جایگاهی ندارد.

خمیر این نان همان خمیر نان شیری میباشد، فطیر دارای شکل دایره ای ضخیم به قطر تقریبا یک سانتیمتر و سطح آن دارای شعاعی حدود 15 تا 20 سانتیمتر می باشد و به يكطرف از چانه  خمیر قبل از پهن نمودن کنچد زده میشود. و تنها تفاوت اساسی که از دیگر نانها آنرا متمایز میکند قبل از پخت و وارد نمودن (خمیر پهن شده) در تنور آنرا آغشته به شهدی تهیه شده از زرده تخم مرغ ، زردچوبه و شکر و دانه های خوشبو نظیر تخم خرفه و... می نمایند ابتدا با قاشق نظیر گِرده اشکال مختلفی با فشار وارد کردن لبه قاشق در خمیر پهن شدن ایجاد می نمایند و سپس شهد را با قاشق یا دست روی آن می مالند و وارد تنور میکنند. تا پخته شود.

در زمان پخت یک عدد فطیر به تناسب تعداد اعضای خانواده پخته می شود که معمولا از مابقی فطیر ها بزرگتر است . ضمن اینکه یک عدد دانه تسبیح یا مهره هایی نظیر آن در بین چانه آن قرار میدهند و آن را در تخته چوب مخصوص پهن نمودن انواع خمیر (موسوم به تخته خانه) و با وردنه های چوبی نازکی با نام تیر آن را صاف میکنند این فطیر (موسوم به گرده نه نه پیر)  که اهمیت خاصی  و دقت زیادی در پخت آن میشود. و مخصوص سفره هفت سین درخانواده های روستا می باشد. ( البته به نظر ميايد دلیل نام نهادن گرده نه نه پیر  بر روی این نان را به این علت میتوان عنوان کرد که احتمالا این فطیر مخصوص توسط بزرگسال ترین خانم که دارای تجربه  و تخصص لازم در چانه گرفتن ، پهن نمودن خمیر بدون نمایان شدن مهره آن و در نهایت پخت آن نامگذاری شده باشد

* کلوچه آ . گٍردک

این کلوچه بسیار خوشمزه و میتوان آن را نوعی کیک نامگذاری نمود. این کلوچه در روستای یمن بنام  آ . گٍردک ( گرده کوچک ) معروف است ، که پخت آن متفاوت با پخت نان می باشد بطوریکه مقدار کمی خمیر که شامل ترکیبی از آرد ، کمی مایه خمیر ، شیر و شکر و کمی زردچوبه می باشد و بعد از آماده شدن خمیر آن را در ماهیتابه در روغن داغ سرخ میکنند تا  کاملا برشته شود.  این نوع از کلوچه بسیار خوشمزه و خوش طعم می باشد و در تمامی وعده های غذایی و در طول روز مشتریان زیادی دارد.

* رنگ کردن تخم مرغ

خانواده هایی که دارای مرغهای تخم گذار هستند برای عیدنورز اقدام به جمع آوری تعداد زیادی تخم مرغ میکنند و در صورت نداشتن مرغ اقدام به خرید تخم مرغ كرده و صبح روز عيد همزمان با فرارسیدن نوروز آنها را همراه با انواع پودر رنگ آب پز میکنند. و در زمان تشريف فرمائي مهمانان نوروزي تقديم آنها خواهد شد. البته در گذشته تخم مرغ بازي در بين كودكان و جوانان روستا جايگاهي خاصي بعد از عيد ديدني ها داشته است.

* بردن عیدانه توسط خانواده داماد برای عروس خانم

یکی از رسوماتی که از دیرباز در بسيار ي از نقاط كشور و از جمله روستای یمن همزمان با آغاز سال نو  همچون دیگر خانواده های ایرانی وجود دارد بردن عیدانه توسط آقا دامادها برای عروس خانم های عقدکرده خود میباشد. درگذشته بردن عیدانه  همراه با آداب و مراسم خاص و با همراه نمودن چندین نفر از اقوام آقا داماد به منزل خانواده عروس خانم بوده است.  این رسم معمولا یکی دو روز قبل از عید انجام میشود.این عیدانه و هدایا که شامل هدایایی نظیر ، شیرینی ، آجیل ،  کله قند ، حنا ، صابون ، پارچه ، برنج ، گوشت ، مرغ ، لباس ، و.... می باشد همچین  بعضی از خانواد ه هایی که دارای دام و طیور باشند گوسفند یا بزغاله ای را هم بعنوان عیدی راهی خانه عروس خانم میکنند. نکته جالب توجه این است که آن دسته از هدایایی که قابل نگهداری باشد مادر عروس خانم تا زمان جشن عروسی نگهداری میکند و با رفتن دخترشان بر سر زندگی مشترك آنها را به بعنوان ملزومات اولیه شروع زندگی به عروس خانم و آقاداماد میدهد.

خانواده هایی که قبل از عید خمیر تهیه میکنند از فطیرهای پخته شده برای عروس خانم و خانواده آن هم میبرند. و خانواده عروس هم هدایایی جهت داماد و خانواده آن تقدیم میکنند.

آیین چهارشنبه سوری در باور ايرانيان

آخرين چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسى است که ايرانيان در شب آن چهارشنبه (عصر روز سه شنبه) جشن "چارشنبه سورى " میگيرند و آداب و رسوم خاصى را در آن شب برگزار میکنند

برگزارى مراسمى به نام "چهارشنبه سورى" يا "چارشنبه سورى" نزد ايرانيان از دير باز مورد توجه بوده و پس از ورود اسلام به ايران نه تنها سابقه خود را از دست نداد بلکه برخى از آيين و مراسم آن نيز به نوعى با فرهنگ اسلامى درآميخت .
ريشه اصلى اين مراسم را نمیتوان به صراحت به دوران خاصى از تاريخ ايران باستان اطلاق کرد اما به نظر میرسد که مراسم آتش بازى و برخى سنت هاى چهارشنبه سورى در دوران کهن و به خصوص در زمان اديان مختلف به نوعى با آرا و عقايد  آن اديان درآميخت .

 چهارشنبه سورى را نيز از آن جهت "سورى" گفته اند که در آن ،آتش سرخ افروخته میشد و برپا داشتن آتش در اين روز به مفهوم گرم کردن جهان و زدودن سرما، پژمردگى، بدى و نحوست از تن و جان بود.

 

بوته افروزي 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و بيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

هر خانه ،‌ زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.

در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد.

 

تحريف آيين چهارشنبه سوري

 يافته هاي پزوهشي نشان مي دهد كه تمامي آيين ها و يادمان هايي كه مردم ايران در هنگامه گوناگون بر پا مي داشتند و بخشي از آنها همچنان در فرهنگ اين سرزمين پايدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نياكان ما در آميخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، اميد به زندگي ، نبرد با اهريمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمايش ها و آيين هاي گوناگون نمايشي گنجانده شده بود .

رفتار خشونت آميز و مغاير با عرف و منش جامعه نظير آنچه كه امروزه تحت نام چهارشنبه سوري شاهد آن هستيم ، در هيچكدام از اين آيين ها ديده نمي شود .

 بهتر است بگوييم ، كساني كه با منفجر كردن ترقه و پراكندن آتش سلامتي مردم را هدف مي گيرند ، با تن دادن به رفتاري آميخته به هرج و مرج روحي ، آيين چهارشنبه سوري را تحريف كرده اند.

آن چهارشنبه سوری را یاد کنیم که بزرگترها همه را گرد آتشی جمع می کردند تا سنتی فراموش نشدنی را به ما یاد دهند که این آتش، سوزاننده دیو برون و کینه و حسد و آنچه پلیدی است، می باشد.

آن چهارشنبه سوری را یاد کنیم که آتشی بر افروخته می شود، اما این آتش وجودمان را نمی سوزاند، بلکه گرمابخش زندگی وجودی دلهامان و روشنی بخش آینده ای روشن است.

و آن چهارشنبه سوری را یاد کنیم که با عشق و علاقه و بدون دردسر و یا صدای نابهنجاری، بوته ها را جمع می کردیم و آتش می زدیم تا این آتش گرمابخش زندگی و روشنی بخش دلهامان باشد.

*********************************************

در روستای یمن خمين رسم بر این است که در شب چهارشنبه سوري حیاط منازل تعداد ۳ یا ۵ یا ۷ کپه هیزم اعم از انواع تیغ ، خار را روی هم گذاشته و پس از روشن نمودن آتش از روی آن می پرند و در هنگام پریدن اشعاری را میخوانند نظیر :

زردي من از تو ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

این مراسم همراه را شور و شوق و هیجان خاصی همراه است و همه اعضای خانواده ها در این مراسم شرکت میکنند

يلدا نمادي از مهرورزي و مهرباني و دلدادگي

شب يلدا، طولاني‌ترين شب سال ناميده مي‌شود اما نه به دليل چند ثانيه اي که از شب‌هاي ديگر بيشتر دارد بلکه به دليل ريشه‌اي که در سنت‌ها و باورهاي ديرين ايرانيان داشته و دارد.

ايرانيان نخستين روز دي ماه، يعني درازترين شب اول زمستان كه ( شب يلدا، آخرين شب پاييز، پايان قوس، آغاز جدي ) است، را جشن مي‌گيرند. در اصطلاح قديم، شب اول زمستان را شب چله مي‌گويند. مردم، زمستان را در حقيقت دوماه يا دوبخش مي‌دانند كه 40روز اول را چله بزرگ و 40 روز آخر را كه مصادف با جشن سده است، چله كوچك مي‌نامند.
پيشينيان براين باور بودند كه در اين شب، فرشته بدي‌ها ( اهريمن) با فرشته‌ي خوبي‌ها ( امشاسپندان ) به جنگ مي‌پردازند و در اين نبرد طولاني كه برابر درازترين شب سال است، بالاخره فرشته‌ي خوبي‌ها، اهريمن را شكست داده و تاريكي از روشنايي شكست مي‌خورد و صبح بعد زاده شدن مجدد خورشيد، آغاز مي‌گردد. زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين‌ها و فرهنگ‌هاي بسياري از سرزمين كهن، آغاز سال قرار داده‌اند و به شگون روزي كه خورشيد از چنگ شب‌هاي اهريمني نجات مي‌يافت، روزي مقدس براي مهرپرستان بود.

ايران كشوري با فرهنگي غني است كه مردمانش بنا به ذوق و  سليقه و طبيعت منطقه اي كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاري سنت هاي كهن آداب خاص خود را دارند .

آيين شب يلدا در استان مركزي از ديرباز در سه شب متوالي باعناوين شب " چله‌بزرگه"، "چله وسطي" و" چله‌كوچيكه" برگزار مي‌شده و خويشان و دوستان سفره‌اي از مهر را مي‌گشودند و از هر دري سخني مي‌گفتند. يكي‌ازآيين‌هاي ويژه يلدا، در استان مركزي ديدار و بزرگان و سالخوردگان فاميل بوده‌است. در شب‌هاي چله افراد فاميل در همايشي صميمي دور كرسي چوبي جمع مي‌شدند و به قصه‌هاي بزرگترها گوش مي‌دادند. زنان و دختران درسيني‌هاي قديمي مسي انواع ميوه و تنقلات به ويژه هندوانه،انگور،تخمه و نخودچي كشمش، و خرما را مهيا مي‌كردند.دراين شب استثنايي پس از صرف شام همگان در كنار هم،از شادي‌ها و غم‌ها، موفقيت‌ها ، اعتقادات، اميدها و بيم‌هاشان مي‌گفتند. بزرگترها و ريش سفيدان فاميل در اين شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ ، سعدي و فردوسي خاطرات و داستان‌هاي كهن ايران زمين را براي اعضاي خانواده نقل مي‌كردند.
در شب يلدا، بزرگترها با كودكان هم بازي مي‌شدند،"پر يا پوچ"دزد بازي و مشاعره از جمله بازيهايي است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزي با مشاركت همه اعضاي خانواده رواج داشت.



روستاي يمن هم مانند دیگر نواحی مختلف ایران آداب رسومی برای این شب  که در گویش مردم این روستا معروف به شُو اَول زِمستُن  يا شُو چِله است وجود دارد.

در اين شب افراد فاميل و اعضاي خانواده معمولا در خانه بزرگان ، سالخوردگان و ريش سفيدان فاميل يا طايفه جمع مي شوند . به نوعي شبي بياد ماندني براي بجا آوردن سنت حسنه و زيباي صله ارحام است .   

در گذشته اكثر خانه ها داراي كرسي چوبي بزرگي بوده كه در زير آن ظرفي (بنام استنبلي در گويش مردم يمن) مملو از ذغال براي گرم كردن فضاي زير كرسي گذاشته ميشد. و همه در زير كرسي قرار ميگرفتند. فضاي گرم و صميمي و پر شور هم در خانواده ها همراه با عشق و مهر متجلي بود. 

البته شب اول زمستان و شب چله كه بدون شب چره معنايي نداشته و در روستاي يمن هم خربزه ، هندوانه ، انگور و میو ه هایی که بدین منظور انبار یا تهیه  کرده اند استفاده میکنند. در  گذشته كه امكان تهيه انواع ميوه مانند امروزه نبوده لذا از تابستان بسياري از صيفي جات نظير خربزه و هندوانه  با روش خواباندن در روي كاه  جهت سالم ماندن براي اين شب نگهداري ميكردند.

کشمش های سبز به بند كشیده شده اي كه اواخر شهريور به سقف خانه هاي مسقف شده با تير چوبي آويخته اند را پايين كشيده با نخودچي می‌خورند، کدو حلوایی می‌پزند و گندم با شاه دانه برشته شده و تخم هندوانه و تخم خربزه و آفتابگردان و.... به عنوان شب چره (شو چره ) در ظرف بزرگ مسي (درگويش مردم يمن به نام مَجومه مسي) روي كرسي گذاشته و در شب یلدا  تناول میکنند.

در اين شب مادران علاوه بر آماده نمودن ملزومات و خوراكيهاي اين شب به فكر صبحانه فردا هم هستند قابلمه هاي مسي يا روحي (روي) پر از لبو از سر شب روي شعله ملايم چراغ هاي علاالدين و... گذاشته تا كه انشالله به اميد روز برفي اول زمستان اعضاي خانواده لبوي داغ با صبحانه نوش جان نمايند.

در روستای یمن رسم بر این بوده  است که به مناسبت فرارسیدن شب یلدا خانواده‌هايي كه پسرشان نامزد دارد، در بعد از ظهر روز آخر پاییز شب چره‌اي شامل انواع آجيل، شيريني و ميوه‌هاي فصل از جمله هندوانه ، انار ، پرتقال را همراه با هدايايي  و همچنین مقادیری صابون ، بسته ای حنا ، یک جفت کفش و...  در بسته‌هاي آذين بندي شده براي عروس خانم می فرستند. فرستاندن این قبیل هدایا برای عروس خانم معمولا  توسط آقا داماد و خانواده یا بستگان ایشان صوت مي پذيرد. البته خانواده عروس خانم هم هديه اي به پاس احترام به آقاداماد تقديم مي نمايند.  البته حضور عروس خانم يا آقا داماد هم در شب چله در جمع خانواده هاي همديگر بر شادي اين دوران زيباي خاطره انگيز مي افزايد. 

در زمان‌هاي قديم در روستای یمن همچنین رسم بر این بوده است درشب يلدا در صورت بارش برف و باقي ماندن از روزهای قبل مقداري از آنرا با شيره‌ي انگور مخلوط كرده و خوردني خنك و  خوشمزه اي  به نام برف و شيره را پس از آماده شده ميل مي كردند، و همچنين نوشيدني خوشمزه اي به نام شيرشيره كه از انگور تهيه شده و تقريبا مانند شيره انگور مي باشد ميل  ميكنند.

قصه و مَتل گفتن بزرگترها براي كودكان هم در اين شب جايگاهي بخصوص داشته مانند قصه هاي كدوي قُل  قُله زن ، عام كردلي، خواندن داستانهاي از كتاب قصص الانبيا و....

البته مشاعره ، چیستان ، بيان خاطرات از خوشي و غم ها ، موفقيت ها ، برنامه هاي آينده از جمله گفتمانهاي اين شب طولاني است.  

در اين شب  طولاني دختران هم به بازيهايي نظير يه قل دو قل و...  ، و پسران هم بازيهاي نظير  لري ، بَريك ، شاه دزد ، پر يا پوچ ، ‌دوز دوز و... مي پردازند.


امزوزه متاسفانه اين رسومات  زيبا با توجه به گسترش انواع وسايل ارتباط جمعي به ندرت مي‌توان جلوه‌هايي از آن را به چشم ديد.

جاي گفتمان خانوادگي را رسانه ديداري و شنيداري پر ميكند. و ياد نمودن از يكديگر از طريق پيامك ، ايميل ، چت ، و....  اتقاق مي افتد !!!؟؟ 

فاصله گرفتن از اين رسومات قشنگ و زيبا  مخصوصا سنت حسنه و نيكوي صله ارحام محصولي جز كمتر شدن ارتباط موثر ، و نداشتن ارتباط چهره به چهره از بستگان و نزديكان را بدنبال نخواهد داشت.

انشالله اگر هر كسي با خود انديشه و همت نموده ضمن ارج نمودن با آداب و رسوم كهن گذشته كه هر كدام نمادي از مهرورزي ميباشد. با پراكندن مهر و عطوفت و خدمت صادقانه در محيط پيراموني و خانوادگي جلوه اي از مهرورزي و ياري رساندن با  بوجود آوردن ارتباطي موثر و پر مهر همراه با شاد زيستن نسبت به همنوعان خود بوجود آوريم.

موفق باشد.

عامزا سلام 6

۲۶مرداد ماه سالروز ورود آزادگان،دلیر مردان راستین جبهه های جنگ را به میهن اسلامیمان گرامی باد


 عامزا سلام ۶

 * قو ه به قوه *

حاج ابوالفضل  رضایی آزاده عزیز مان  هرجا هست  خدا قوتش بده خنده رو بید  برای سرگرمی بچه ها با  حوصله تِندَه خو  تیوش می کرد و تو قوه بازی تردس، میشّه  می برد .چند پیت 17کیلوی قوه بزرگ و کوچک با مارکهای مختلف  داشت برای بازی سراغش می رفتیم  و قوه قرضی  می کردیم . دوسش داشتیم . تو جنگ که  اسیر شد خیلی  ناراحت بودیم د عاش می کردیم  واز خدا می خواستیم بِش صبر دهد  وقوه الهی .

خوشحالی و استقبال اهالی یمن در آزادیش دیدنی بید.

قوه :  باطری

قوه به قوه :  نوعی بازی

تنده خو :‌ هسته خرما                                                                                  

تیوش :‌ صیقلی و صاف – سابید ن با سنگ

 تنده خو بازی : بازی دیگر یمنی

بِش : بهش

 


تهیه و ارسال توسط :  آقای حمید فرخی

استقبال از عيد فطر در فرهنگ كهن و ماندگار روستاي يمن

اهالي روستاي يمن خمین ، همچون ساير نقاط كشور از گذشته دور آداب و رسوم خاصي براي ماه مبارك رمضان دارند. كه بسياري از آنها هنوز دست نخورده باقي مانده است. در آستانه فرارسیدن عیدسعید فطر و چند روز قبل از آن كدبانوهاي خانواده  خمیري معروف به خمير شيري تهیه میکنند كه مواد آن از شیر ، آرد و شکر تهیه شده است. و نانی خوشمزه و برشته با نام نان شیری در تنورهای خانگی و در کنار آن نوعي نان کوچکتر و ضخیمتري با نام فطیر برگرفته شده از عید فطر که روی آن تخم و مرغ ، شکر و  کنجد و تخم خرفه ، زردچوبه , دانه های معطر میزنند و در تنوری که در مطبخ های خانگی  ساخته اند آن را میپزند. اين دو نان آنقدر خوشمزه است كه آن را جايگزين خوبي براي انواع بيسكويت و كيك مي توان بر شمرد. 

جوانان روستا که دوران شيرين عقد را سپري مي كنند خانواده هايشان  یکی دو روز قبل از عید فطر یا در روز عید اقدام به رد و بدل نمودن هدایایی جهت عروس و داماد میکنند که البته این هدایا توسط خانواده داماد در سطح مفصلي از جمله نان و فطیر پخته شده قبل از عید ،  گوسفند ، زیورآلات ، لباس ، حنا ، برنج ، مرغ ، روغن ، قندو شکر تقديم عروس خانم مي شود.

در روز عید فطر :

در این روز به شکرانه یکماه توفیق روزه داری در ابتدای صبح اهالی روستا همگی تلاش و فراخوانی خانواده ها جهت برگزاری نماز عید فطر در سطح روستا میکنند در زمانیکه هوا مساعد باشد نماز در میدان وسط روستا در فضاي باز و در فصل سرما و شرایط نامساعد جوی نماز در مسجد جامع روستا برگزار میگردد.بعد از نماز عيد هم ديد و بازديد خانواده ها آغاز مي گردد.

از رسوم كهن اهالي روستاي يمن خمين اینكه که چنانچه از اهالی عضوي از اعضاي خانواده يا عزیزی را قبل از عید فطر (در فاصله عيدنوروز تا عيدفطر همان سال) از دست داده باشند که در اصطلاح گویشی مردم روستای یمن عذردار (منظور عزا دار عزیز از دست رفته) باشند. همه اهالی بعد از نماز عید و قبل از بازدید اقوام و آشنایان ترجیح میدهند در ابتدا به منزل این افراد رفته و  مورد تفقد و دلجویی قرار دهند که البته از اهالی هم با خرما ، میوه ، شيريني پذیرایی میشود.

چندين سال است كه در كنار اين رسم ماندگار و زيبا با همت بزرگان و ریش سفیدان روستا خانواده هاي عذردار را قبل از نماز عيد سعيد فطر به مسجد روستا دعوت کرده تا همه اهالی با ایشان را ملاقات نمایند ضمن اینکه از حضور در منازل و دسترسي به اكثر اين قبيل خانواده ها و باعث صرفه جويي در وقت و ساير هزينه ها مي گردد.

عامزا سِلام 2 تا 5

حتما به یاد دارید چند وقت پیش بود که یکی از اهالی باذوق مطالبی را با عنوان عامزا سلام۱ به وبلاگ ارسال کرد . (http://yaman-v.blogfa.com/post-338.aspx )

ما هم به پاس زحمت ایشان مطالب جالب ایشان رو در وبلاگ به نمایش گذاشتیم.

مجموعه عامزا سِلام که مدتی است زحمت تهیه و ارسال آن را آقای حمید فرخی از اهالی هنرمند و غیر ساکن روستا میکشد طرفداران زیادی در بین اهالی پیدا کرده است. امیداواریم این روند در تهیه و ارسال مطالب مربوط به روستا و یاد خاطرات گذشته و آداب و رسوم و فرهنگ روستا ادامه پیدا کند .

وبلاگ روستای یمن پذیرای دریافت مطالب نظرات و مطالب شما با اولویت مربوط به روستا می باشد.

ضمن تقدیر و تشکر از این هم ولایتی عزیز در ادامه قطعاتی از مجموعه های عامزا سِلام تهیه و ارسال شده توسط آقای حمید فرخی درج میگردد.




" عامزا سِلام ۲ "

قُلُمب و ماهیگیری

 تابستان بيدو بیشتر بچه های یمن مثل هرروز موقع ظهر در رودخانه تو قُلُمب معروف حاج عباس (روحش شاد) می افتادن به اُو ، که یکی از بچه ها صدا زد این قشلاق پر از ماهیه ، هرچه تلاش می کردیم دست کسی به ماهی ها نمی رسید ،قُلُمب پر اُویی بید.

آقا اسماعیل (برادرم) ماشاء ا... خیلی زبر و زرنگ بید او از بیرون آب با ایجاد سوراخی برروی قِشلاق ،شروع به ماهیگیری کرد .خیلی زود بچه های دیگر هم برای گرفتن ماهی حفره ای زدند ماهی های درشتی را از آب بیرون کَشیدن ، دیدنی بید. آفتاب که غروب می کرد بوی ماهی سرخ کرده همه آبادی را پر کرده بود آن شب افطارهمه خانه ها با اذُن مَش سیف ا... بوی ماهی می داد.

قُلُمب:محلی ازمسیر رودخانه که گود بود ، آب زیادی جمع می شد ، و برای شنا مناسب بود .

آبتنی (می افتادن به اُو) : شنا

اُو : آب

بید : بود

 


 " عامزا سِلام ۳ "

اهل ده همه دهن گرم بیدن

شُواي زمستون یمن، طولانی بيد و دم غروب منقل کرسی را با آتیش پرمی کردیم دور کرسی می شِستیم و هوا تاریک نشده شام می خوردیم اهل ده فامیل و همسایگان برای شُو نشینی به خانه هم می رفتند ،همه دهن گرم بودند .آقام قصه های قِشنگی می گفت ، قند تو دل همه آب می شد و گلوزه پاک میکردن ، حالا بعد ایسالا کرسی مان را وب گرم می کنه و تنهایی مان را کتاب .

دهن گرم: خوش تعریف

آتیش : آتش

شُو نشینی : شب نشینی

گلوزه :قسمتی از بوته پنبه ،یمن پنبه کاری زیادی داشت و اهالی برای جدا کردن پنبه از دانه و گلوزه دور کرسی  می نشستند .

وب: village yaman  

بیدن : بودن

شُواي : شبهاي

 


 " عامزا سِلام ۴"

آرایشگاه  ورآفتوری( روپیتی )

دم مغرب در خُونِه مَشد ابوالقاسم سلیمانی ( خدا بهش سلامتی دهد) را می زدیم ، اگر از صحرا برگشته بيد از ایوان خانه شان که بالاخونَه بيد و خوش منظره ، نگاهی میکرد و می پرسید چکار دارید.

می گِفتم سَرمِه می تراشی . با یک پیت و کیف سلمانی دِر را باز می کرد ، جلو خانه رو به آفتو روی پیت می شِستیم . ماشین سلمانی ضد عفونی شده با نفت ،بدجوری موها را می کَند .دست گرمی داشت و ورآفتوری دلچسب .

پیت :  قوطی یا حلب روغن 17 کیلویی

ورآفتوری : روبروی آفتاب

مَشد : مشهدی

بالاخونَه: طبقه دوم خانه های روستایی

آفتو : آفتاب

 


 " عامزا سِلام ۵ "

هنوز صورتش در خاطرم هَست

عمه لیلا همسر عام مَشدی نجفی ، خدا رحمتشان کند خیلی مهربان بيدو زحمتکش . ماه رمضان که می شد برای اینکه اهالی روزه شان را با نان گرم افطار کنند نان گِردِه مثل بربری می پخت بویش دل مان را می برد این روزها در تهران صف نان بربری را که می بینم برایشان فاتحه می خوانم . 


تهیه و ارسال توسط :  آقای حمید فرخی

 

نيمه تابستان همراه با وزش باد خنك در روستاي يمن

خيزيد و خز آريد كه هنگام خزان است
باد خنك از جانب خوارزم وزان است


 آن برگ رزان بين كه بر آن شاخ رزان است
گويى به مَثَلْ پيرهن رنگ‏رزان است

دهقان به تعجب سر انگشت گزان است
كاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار

منوچهري دامغاني

هم اينك كه در نيمه فصل تابستان قرار داريم  در اصطلاح مردم روستاي يمن از ساليان گذشته تاكنون  باور و فرضيه اي جالب و در خور توجه اي  تحت عنوان وزيدن بادي موسوم به باد خنك ميباشد.

بر اساس باوري منتسب به مردم روستاي يمن و بسياري از نقاط كشور اعتقاد بر اين است كه در يازدهم مرداد هوا نفسي دزدانه  (بادخنك دزده) ميزند و در بيستم مرداد نفس آشكارا (بادخنك آشكارا) ميزند. كه بطور كلي هوا رو به خنكي مي رود.(يعني خنك شدن هوا ملموس ميباشد.)

در رابطه با فرضيه باد خنك اين فلسفه را مي توان در نظر داشت كه از شدت گرماي تابستان كاسته شده  و هوا كم كم رو به خنكي ميرود. و تابستان از نيمه ميگذرد. و نويدي از نزديك شدن به فصل پاييز مي باشد.

نقطه مقابل وزش بادخنك در تابستان همان فرضيه عام كردلي در فصل زمستان ميباشد. همانطور كه در پست هاي مربوط به فصل زمستان و عام كردلي اشاره شده است اساس فلسفه وجودي عام كردلي در زمستان به مفهوم گرم شدن كره زمين و كاسته شدن از سرماي هوا و نزديك شدن به فصل بهار ميباشد.

در روستاي يمن با وزش باد خنك فصل جديدي  از كشت محصولات متنوع اين دوره زماني توسط كشاورزان انجام مي شود.

كشاورزان در اين زمان اقدام به كشت شبدر (كه جهت مصرف دامها كشت مي شود) ترب سياه و شلغم و خيار و انواع سبزيحات مي نمايند.

نويسنده وبلاگ روستاي يمن

معرفی آداب و رسوم ماه رمضان در روستاي يمن توسط خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا)

استشمام بوی رمضان

در روستاهای خمین

خمین- بوی رمضان به مشام می رسد .ماه رمضان ،ناب ترین لحظات هستی وزیباترین دقایق ادراك عارفانه و پیوند انسان خاكی با ملكوت اعلی است .

در هر یك از مناطق كشور ماه مبارك رمضان با برگزاری آداب و رسومی خاص همراه است. مردم خمین یعنی زادگاه معمار كبیر انقلاب، همچون سایر نقاط كشور از گذشته ی دور آداب و رسوم خاصی برای ماه مبارك رمضان دارند. در شهر و روستاهای خمین نیز برخی مراسم بدون تغییر مانده است.

اهالی روستای یمن همگام با دیگر مناطق كشور رسومات و برنامه هایی را از گذشته در این ماه دنبال می كنند. مردم روستا با شور و شوقی خاص به استقبال ماه رمضان می روند. مواد و تغذیه های مورد نیاز را قبل از این ماه را تهیه می كنند.

ماه رمضان در روستای یمن ، با حال و هوای خاصی همراه بود سحری گفتن مشهدی سیف اله كاظمی و مشهدی ابوالقاسم سلیمانی خود حال و هوایی دیگر داشت. در قدیم كه خبری از بلندگو , اكو .... نبود. مردم برای بیدار شدن و خوردن سحری با صدای مشهدی سیف اله از مسجد روستا و همچنین با صدای طبل و سحری گفتن مشهدی ابوالقاسم از پشت بام منزل بیدار می شدند. البته این بیدار شدن به قدری زود بود كه تا اذان صبح یكساعتی هم وقت اضافه می آوردند. البته ذكر جملات و شیوه بیان آنها هم متفاوت و دارای گویش و نطقی خاص و جالب و منحصر به فرد بود. هر دوی این عزیز اكنون دچار كهولت سن شده. و مشهدی ابوالقاسم سلیمانی از كار افتاده شده است.

متاسفانه امروزه انواع نوار و وسایل الكترونیكی جای این شیوه سنتی و پر شور و حال را گرفته اند.

خانواده ها كودكان و نوجوانان خود را برای روزه گرفتن تشویق میكنند بطوریكه برای گرفتن اولین روزه هدیه ای اختصاص میدهنداز جمله قطعه ای زمین كشاورزی، بره، پول و هدایایی از این دست كه این قیبل هدایا در اصطلاح مردم روستای یمن برای كودكان جهت اولین روزه « سَرزبانی » معروف میباشد. البته كودكان هم به افتخار این نوع روزه داشتن و بالیدن به آن با شور شوقی خاص در بین همسالان خود حاضر شده و سفید شدن زبان خود به نشانه روزه دار بودن را به همدیگر نشان می دهند.

امسال ماه رمضان كه تقریبا با نیمه تابستان و طولانی بودن روزها و شدت گرمای هوا همراه است كه برای كشاورزان روزه داشتن بسیار سخت و طاقت فرسا می باشد. لذا در خاطراتی كه گاها توسط بزرگان و سالمندان روستا بیان میشود. در دوره قبلی ماه مبارك رمضان كه با فصل تابستان مصادف شده بود كشاورزان با داشتن روزه در گرمای تابستان به انجام امورات كشاورزی و درو كردن و... می پرداختند. لذا برای كاستن از دمای بدن خود با پارچه های نم دار سرو صورت خود را خنك می كردند.

در روز بیست یكم ماه رمضان كه مصادف با شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) میباشد كه در اصطلاح مردم روستای یمن به آن « تیغ» میگویند.

خانواده هایی كه دارای گاو شیرده هستند وقتی در غروب روز بیستم ماه رمضان آنها را میدوشند شیر حاصله را برای مصرف خود یا فروش استفاده نمیكنند این شیر در اصطلاح مردم روستا معروف به شیر شب تیغ یا در اصطلاح عامیانه(شیر شُو تیغ) است كه آن را به نیازمندان و فقرا می بخشند.در ضمن در غروب روز بیستم هم خانواده هایی كه نذوراتی داشته باشند توزیع می كنند . و همچنین برای آمرزش اموات خیرات می دهند.

در روز بیست یكم ماه رمضان مصادف با شهادت حضرت علی (ع) « روز تیغ» مردم روستا دسته جمعی یا انفرادی به زیارت اهل قبور و زیارت امامزاده روستای فارسیجان (امامزاده دختران) میروند. در گذشته بعد از زیارت امامزاده تعدادی از اهالی به روستای ازنوجان جهت تماشای مراسم تعزیه معروف به تعزیه حضرت علی (ع) می رفتند. در این روز فعالیتهای عمده روزانه تعطیل و مردم به برگزاری مراسم های این روز می پردازند.

در شب 27 ماه رمضان كه مصادف با كشتن ابن ملجم مرادی می باشد مردم در این شب جهت افطار و شام با تهیه سبزی آش معروف به علف آش، آش رشته می پزند و یا در بین اهالی توزیع می كنند.

در آستانه فرارسیدن عیدسعید فطر هم خانواده ها مایه خمیر تهیه می كنند و خمیری تهیه شده از شیر ، آرد و شكر تهیه معروف به خمیر شیری و نانی خوشمزه و برشته با نام نان شیری در تنورهای خانگی و در كنار آن نان دیگری كوچكتر و ضخیمتربا نام فطیر برگرفته شده از عید سعیدفطر كه روی آن تخم و مرغ ، شكر و كنجد و تخم خرفه ، زردچوبه , دانه های معطر و... می زنند و در تنوری كه در مطبخ های خانگی ساخته اند آن را می پزند.

چقدر زیباست اگر این آداب و سنن به دست فراموشی سپرده نشود و به نسل های نو انتقال داده شود . ك/4

 

منبع : خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 80240106 تاريخ انتشار : 31/04/1391 - 13:48

http://arak.irna.ir/News/80240106/استشمام-بوی-رمضان-در-روستاهای-خمین/فرهنگی/



نظر وبلاگ : ضمن تقدیر و تشکر از خبرگزاري محترم ايرنا به جهت ارائه و انتشار آداب و رسوم و فرهنگ اهالي روستاي يمن در ماه مبارك رمضان به اطلاع خوانندگان محترم وبلاگ روستاي يمن مي رساند عزيزان مي توانند جهت بهره مندي از ساير آداب رسوم ماه مبارك رمضان و عيد سعيد فطر به پستهاي مورخ  14 مرداد1390 و 6 شهریور1390 در لينكهاي زير يا بخش آداب و رسوم وبلاگ مراجعه فرمايند.

http://yaman-v.blogfa.com/post-200.aspx

http://yaman-v.blogfa.com/post-193.aspx

 

عامزا سِلام 1

اخیرا آقاي حميد فرخي مطالبي را با گويش زيباي يمني برايمان ارسال كرده اند . لذا جاي تقدير و تشكر دارد از اين هم ولايتي باذوق و هنرمند كه اينقدر زيبا خاطراتي از دوران زندگي در روستاي يمن را با آن گويش  اصيل روستاي يمن مرور كرده اند. در ادامه متن كامل ارسالي ايشان درج ميگردد. اميداواريم ايشان و ساير اهالي از اين دست مطالب و خاطرات ، دلنوشته ها و… مرتبط با روستا به وبلاگ ارسال نمايند. با آروزي موفقيت براي همگي عزيزان



     "عامزا سِلام ۱"

خاطره و کلامی است از" یک روز" ،"فقط یک روز"

از خاطرات کودکی ام که در سال1372 نوشته شده و با احترام تمام و زیاد تقدیم می کنم به تمام هم محلی هایم که با همگی شان طوماری از خاطرات بهمراه دارم و با تمام وجودم دوستشان دارم و برایشان از خداوند متعال سلامتی و طول عمر خواهانم وبرای همه رفتگان به دیار حق بخصوص پدرعزیزم« مرحوم حاج محمد صادق فرخی »"که یادش بخیر"طلب آمرزش و علو درجات را دارم . این بیان جهت نشان دادن گوشه ای از زیباییهای روستایمان یمن است و با هدف معرفی گویش، نوع بازی ،طبیعت،غذا،فعالیت ،بافت قدیمی روستا و...گفته شده است و از تمام عزیزانی که نامشان آمده حلالیت می خواهم و دوستشان دارم."بیاد همه "     

                                                                                                   «حمید فرخی»          

  

عامزا سِلام

داود میگه حمید                                           

می آی بریم بازی

بکنیم باهم اوزونه بازی

به داود گفتم کی و کی و کی رفتن به بازی

تنهایی بریم اوزونه بازی                                             

داود به مو گفت:    

غضنفرو غلام ، با بعضی بچا      

رفتن لو خط                         

جوقاسم کَندن و اوزونه بازی                                                                                                                                                            

مو نیچین کنه با یه طلق دارم                                             

زود بیا بریم برسیم بِشُن           

به داود گفتم وایسا تو اینجا                                          

به آقام بگم و برگردم بيام                                                                         

آقام داره تو باغ مو می بُره

شاید نذاره که مو بیام .                                                                                     

 یه مجومه ناهارونه ، بردِم تو باغ                   

خواستم آقام" خستگی شو"در بکنه                                                                  

گفتم آقا ،اَمرو برم جوقاسم کَندن

بااین کوله و یه چاله کن

آقام داد زد گفت ،لازم نکرده

بروسر دَرسِت ،امتحان داری

مو برا شما ، شما برا کی

خودت نمی خوای کاره ای بشی

گُنده که شدی آقا خودت شی                      

نازی مو ، باچغاله

بِده پسر همساده

" کُنده درخت" و" کوله مُو "                                                                             

کُپه شون کن گوشه کاه دون

علفاشِم جداگونه

رو کوز بذار بِرا بزغالَه              

زِکِ تازه میلت می ره                                                                               

میشه رو داشیت بدوشه              

صُبا بایدنون پخت کنیم 

تنور روشن بکنیم                         

وَرِه شیر،خونه ماست                                                     

گِرده و طاس خشک، مایه ماست                                                        

ببر بِده تا مادرت، ناهار می خواد درست کنه

عاقبتت بخیربشه ای پسرم

"شو"که بشه،ختم خُن داریم                                            

چوخط بردار وبرو به قصابی         

گوشت بخرو یه سیرابی

سِلام رسون به خالزا و بگو که "او گوشتی" باشه                         

توراه تونستی باباجون،از زن دایی

مشکه بگیر با وَرپایی           

ازماست باید دوغ بگیریم

کرا و قَرقوت بگیریم

ترخینه دوغ با سیرابی

به به خوراک یمنی

رو خوشحالی کِشماله رو آوردِم                  

کشک خیلی سوندِم

آقام برام قصه گفت

امیرارصلان و سعدی ، شاهنامه فردوسی ، اصحاب فیل و موسی ، هم یوسف و زلیخا

از حافظ و هم خیام

مشاعره هم یادِم داد                            

بِسم اِلله الرحمن الرحیم

مشاعره می کنم با مرد مُلا     جوابم را بده صد قل هوالله  (شروع مشاعره توسط پدر )

قُل هُو الله را ادا می کنم       دست به دامان خدا می کنم (جواب برای شروع  مشاعره )

..................................       .....................................

گزلقمه ای با نوشابه ،جایزه مشاعره

جاتون خالی:

مو ا که جمع شد موقع ناهار شد

آب دوغ و خیار ، صفای بهار

خوردیم و رفتیم سراغ اویار

اویار اوروز مَش ربیع بید                                                                                

سر بَلگو حاموم خوابیده بید                                                                  

تا ما رفتیم از خو پرید                                  

سِلام کرد و ساعت دید

وقتی که دید او ما شده                                

خندید و گفت او به حاموم نرسیده

آقام که می دونست او آدمی حسابی نی               

فهمید که کارش عیب داره

پر از ادا،و دغل و حقه داره                         

باهم رفتیم درازاویی 

از کوچه باغی رد شدیم                              

تو خونه ربیع شدیم

می خوام بگم که چشمت روز بد نبینه

میدونی چی شد

دیوار خونه مش ربیع حُرید پایین                 

دادو بیدادش در اومد

بخار از کلش سر اومد

زد تو سرش

 هوار ، هوارِ سرداد

همساده هاشِ خبر داد

اسد با رجب ، مَمَد و کریم، ذبیح و رحیم ، ...،بیا و ببین

همساده ها که جمع شدند باغچه رو پرآب که دیدند

 فهمیدند که کار، کار آروباست                          

مقصر خود ربیع مش لقا ست

آره عامزا جون، مشدعلی جون

اومون رفتش به "هرزوِ "                              

نه باغ خوردو ، نه ورزو                                                                           

به دلم گفتم زچاره ،بیا که وقت کاره

اوزونه بازی و دغل کاری پشیمونی میاره 

خُب! عزیزخاطرمو، پسرعاموگل مو

حالابِعدِ ای سالا             

دلمه خوردی با برگ مُو،نوش جون

چَم ذغالی ،توبلبلا،رومَرغا

شیرجوش خوردیم یاگوره ماس گوارا

عاموت هی میگفت، طول عمرت دراز شَه

هرجا بیدی ،عاقبتِت بخیر شَه ،خدا پشت و پناهِت

الحمداله،دَستُن بخیر،مردم دارید، خوشبخت بِشید، ایشااله

    


   واژه نامه لغات متن بالا در گویش مردم روستای یمن :                                                                                                                     

برا: برای

عامزا: عموزاده

جون: جان

میگه: می گوید   

کی و کی و کی : چه کسانی 

اوزونه : لاستیک موتوروسیله بازی بچه های دیروزی

مو : من

بچا: بچه ها

لوخط: سرجاده

جوقاسم : گیاهی است خوراکی که در بیابان می روید

نیچین کنه: ابزار وجین کردن     

یه طلق : یک کیسه نایلونی                                                           

بشن : به ایشان

وایسا: به ایست

آقام :پدرم

بِگم :بگویم

مو:درخت انگور

مو:من

مجومه:سینی مسی بزرگ

ناهارونه:خوراکیهایی که برای میان وعده غذایی موقع کار استفاده می کردند

گُنده: بزرگ                   

نازی مو: ساقه های تازه ونازک درخت انگور                                  

کُنده: تنه خشکیده درخت

کوله مو : تنه خشکیده درخت مو  

کوز: شیارهای آبیاری باغ

(زِکِ): شیری که بعداز تولد گوساله یا بره  می دوشند

وَرِه شیر: همسایه ها شیرگاوهای خودراسرنوبت بصورت هفتگی و...به همدیگر می دادند

گِردَه: نان ضخیم و پرمایه که برای سرشیرصبحانه بیشتر استفاده میشد

طاس خشک: نان لواش محلی         

ختم خُن:قران خوان ها و باسوادان ده که برای سلامتی ،  صواب و آمرزش گذشتگان یک دوره قران را می خواندند            

چوخط: چوبی که برای خرید گوشت علامت گذاری میشد

خالزا: فرزندخاله

وَرپایی:پارچه ضخیم یا نمدی که هنگام درو به پا می بستند

کره:کره

کِشماله : ظرف سفالی که کشک سابیده می شود

مشاعره :مسابقه شعرگفتن

اویار:کسی که نوبت آب کشاورزی داشته

بید: بود

بَلگو:محلی برای هدایت  آب

حاموم : حمام

خو: خواب

اوماشده : نوبت آب ما شده است

نی:نیست

ادا:حرکات فریبکارانه

درازاویی: حرکت در مسیر آب جهت جلوگیری ازهدر رفتن آب

حریدپایین :خراب شد

آروبا : مخفف آقاروباهه حقه باز

هَرزاو: محلی که آب هدر می رود

ورزو:گاونر:گاوی که برای شخم زدن به دلم وخرمن کوبیدن استفاده می شد 

چم ذغالی بلبلا مَرغا: نام مکانهایی در رودخانه

شیرجوش و گوره ماس : نام دو نوع غذاست که بیشترچوپان گله، باشیرگوسفند درست می کرد

هی: همیشه

عامو: عمو

 



ضمنا آقاي حميد فرخي از هم ولايتي هاي هنرمند و كارآفرين (غيرساكن) و مدير موسسه فرهنگي و هنري هفته در تهران ميباشد.ضمنا لينك وب سايت موسسه ايشان در بخش پيوندهاي روزانه وبلاگ قابل دسترسي علاقه مندان ميباشد.

اخبار نوروزی

  • قبل از نوروز خرید مایحتاج نوروزی خانواده ها شور حالی راه بهمراه داشت که شیرینی و شادی نوروز را جلوه گر مینمود. خرید انواع لباس , شیرینی , تخمه , آجیل ، انواع خوراکی شامل گوشت و....   البته دو سه روز قبل از عید سرمای شدید همراه با وزش باد، کمی کار را کند کرده بود ولی ذره ای از فعالیتها و هيجان فرارسيدن سال جديدكاسته  نشد.  تحویل سال هم امسال روز  سه شنبه مصادف با اول فرودین 1391 در ساعت 8  و 44 دقیقه و 27 ثانیه انجام شد. بسیار از خانواده ها به رسم همه ساله ترجیح دادند سال را در آستان مقدس امامزاده حلیمه خاتون (س)  روستای فارسیجان (که با روستای شهرمیزان عجین شده است ) در کنار این بارگاه ملکوتی  و در جوار عزیزان دست داده خود آغاز نمايند. و پس از تحویل سال به منزل مراجعه نمودند. همزمان در مسجد جامع روستاي يمن هم اعلام شد کسانی که تمایل دارند در این مکان حاضر شوند و درکنار خانواده هایی كه در سال 1390 عزيزي را از دست داده بودند مورد دلجویی و تفقد قرار دهند. خیلی از خانواده ها هم با حضور کنار سفره هفت سین در منزل خود سال نو را تحویل نمودند.
  • بعد از تحويل سال هم طبق سنت مرسوم صله ارحام و ديد و بازديدهاي نوروزي آغاز گرديد .  از عیدی دادن و عید گرفتن , هدیه دادن تخم مرغ رنگی توسط بعضی از خانواده ها گرفته تا انواع هديه هاي نقدي ، خوراكي و غير خوراكي  گرم گرم بود. رسم است در روستای یمن کسانی که در سال قبل (90) عزیزی را از دست داده اند که به این دسته از خانواده ها دراصطلاح روستای یمن عزردار (عزادار عزیز از دست رفته) میگویند. لذا اهالی قبل از هر دید و بازدیدی به خانه این افراد رفته و ایشان را مورد دلجویی قرار داده البته در کنار انواع شیرینی و تنقلات مرسوم عید گاها ظرفی از خرما هم وجود دارد.  در ایام نوروز 1391 خیل عظیمی از اهالی غیر ساکن و مهمانان نوروزی در روستا حضور داشتند بطوریکه خانه ای را نمی یافتی که عاری از مهمان باشد  در جلوی درب هر خانه حداقل دو سه ماشین پارک بود و حکایت را حضور مهمانان نوروزی را داشت.
  • انتظار میرفت امسال زمین فوتبال روستا خیل عظیمی از مشتاقان ورزشی روستا را در خود جای دهد ولی متاسفانه ظاهرا بازار عیددیدنی و برنامه های مفرح تلویزیونی فرصتی را در اختیار جوانان روستا با این امر اختصاص نداد.
  • بعد از ظهر   9 فروردين هم مراسم سالگرد فوت مرحوم كربلائي محمد ميرزا محمودي فرزند مرحوم محمدحسن با حضور خانواده و بستگان آن مرحوم و اهالي روستاهاي يمن و شهرميزان و... در مسجد جامع رستاي يمن برگزار گرديد و شركت كنندگان در مراسم خانواده آن مرحوم را تا محل دفن ايشان در آستان مقدس امامزاده حليمه خاتون (س) و سپس منزل ايشان در روستاي يمن همراهي نمودند.
  • در بعد از ظهر 10 فروردین خیل عظیمی از اهالی در روستا با یک گروه فیلمبرداری مشاهده شد که به محض کسب اخبار مفصل تر به اطلاع خوانندگان وبلاگ رسانده میشود. (عزيزاني كه مطلع هستند ميتوانند اخبار تكميلي را به وبلاگ راسال نمايند) .
  • 13 فروردین  روز سیزده بدر و روز طبیعت میباشد مردم در این روز از خانه بیرون رفته و به دامن طبیعت  رفته و آخرین روز از ایام نورز را جشن میگیرندسیزده بدر در جایی جایی نقاط کشور با شور و حالی خاص برگزار میشود. بسیار از نقاط کشور رسومات مشترک داشته و بعضی از نقاط هم رسوماتی خاص از گذشته برای خود برگزدیده اند . در روستای یمن که درایام نوروز شلوغ ترین ایام را در خودمبیند اعم از مهمانان نوروزی و اهالی غیر ساکن که دراین ایام به روستا مراجعت مینمایند. رسم بر این است اهالی سیزده را در کنار مزارع خود بدر میکنند. سابق که رودخانه حاشیه روستا (موسوم به لعل بار) دارای آب روان و جاری بود. با توجه به فضای باز و مسطح بیشترین حجم از افراد روستا و حتی از سیار نقاط منطقه و حتی خمین را در خود جای میداد و شور و حال خاصی داشت .

در این روز سبزه های نوروز به آب روان انداخته میشود البته دراین چندساله اخیر متاسفانه در روستا به علت خشک سالی و نداشتن آب در رودخانه روش های دیگری را اتخاذ میکنند مثلا در جوی آب یا فضایی انداخته و آب روی آن میگیرند. البته قبل از انداختن معمولا سبزه ها توسط دختران و پسران جوان گره زده میشود. در سیزده بدر یمن خانواده ها سمارهای ذغالی در این روز آماده میکنند بعضی هم قلیان با تنباکو را رو به راه میکنند. البته چای سمار ذغالی چنان لذتی دارد که یکبار نوشیدن چای آن خاطره اش را تا سیزده نوروز سال بعد در اذهان باقی خواهد گذاشت.

همراه داشت طناب بزرگ برای خانواده های اهالی از گذشته مرسوم بوده و وقتی به درختی مستحکم و بلند و مناسب میرسیدند دراصلاح میردم یمن قو (همان تاب خودمان) می بستند. ناهار هم از انواع غذا ها شامل مرغ ، کباب , سبزی ÷لو با ماهی و.... را شامل میشد.

تا فراموش نكردم در روستای یمن رسم بر این است که آنچه تنقلات از سفره عید نوروز باقی مانده است چیزی دیگر برای بعد از آن باقی نماند و انواع آجیل و تخمه و شیرینی و گز و نخودچی کشمش به دشت صحرا آورده میشود. و خانواده ها در کنار یکدیگر میل مینمایند .

عصر خانواده ها بساط را جمع کرده و راهی خانه خود میشود. و آماده برای پخت آش رشته  شب چهارده میشوند. بعضی از خانواده ها این آش مرسوم را در عصر در صحرا و یا پس از بازگشت درخانه صرف میکنند و یا شب به اتفاق سایر اعضای خانواده و مهمانان نوروزی صرف میکنند.

  • در روز 13 فروردین هم حاج رضا محمودی ( معروف به حاج رضا قصاب) از اهالی روستای مجاور پس از دوره ای طولانی رنج بیماری به رحمت ایزدی پیوست که تعداد زیادی از اهالی روستای یمن به پاس همدردی با خانواده آنمرحوم مراسم سیزده بدر را رها کرده و در مراسم تشییع جنازه آن مرحوم تا آستان مقدس امامزاده حلیمه خاتون (س)  روستای فارسیجان خانواده و بستگان ایشان را همراهی نمودند. مرحوم حاج رضا محمودی سالیان  سال با دایر نمودن قصابی در روستای شهرمیزان مسئولیت تامین گوشت اهالی روستاهای منطقه و بعضا بسیاری از ساکنین شهرستان خمین به لحاظ ارائه گوشت سالم و بهداشتی و تازه عهده دار بود. نویسنده وبلاگ روستای یمن ضایعه درگذشت ایشان را خدمت خانواده و بستگان آن مرحوم تسلیت عرض مینماید.
  • روز 14 فروردين بساط ادامه فعاليت حفر چاه كشاورزي گسترده شده و عمليات ادامه روند فعاليت در اين زمينه شروع گرديد. انشالله با همدلي و همراهي و وفاق اهالي محترم در اين مرحله نتيجه مثمر ثمر نهايي حاصل و آّب در دشتهاي روستا جاري گردد و سبزي و خرمي مجدد به روستا بازگردد.  به اميد اينكه سال بعد 13 بدر در كنار هر مزرعه و دشتي شاهد و سرسبزي و شلوغي دشتها جهت تفريح و تفرج باشيم.