دره خلیفه

حلقه نگار یمنی

رنگ زرد کدری عقیق پر رمز و رازت

ذکر شرف الشمس

بر سینه دارد .

نگران نباش

شتر گیلو

رد قدم های گم شده

افسانه دامن گلی

را یک میزان

فریاد میزند

و

 قاچ سوزه

آرامش بره های شیری

را در قاچی دیگر

کروگه

خیره خیره از سبزاسبز نگاهش

تا مادر چاه

منتهی به خداست

انگشت نشان کرده دامن گلی

با خامه رنگی

به ته سری بافته از نی ذول های وحشی

گره می خورد 

چالیکر

 کمی مهربان باش

گل ختمی

بافته بر دار قالی

از نقشه آمرقالی

کلک و پوی دامن گلی را می چیند

شانه و قیچی هر آینه

از دارکول بردار

زمین

بی رمق

تشنه دعاست

روخونه

چشمه ها منتظر بر سینه دریایی ات

رقص بهشت در آغوش گیر

ماهیان دم قرمز

هنوز به شوق طپیدن تو

در باورند

دودونه

آسمانت نور باران

پر چارقد دامن گلی

در زیارت امامزاده دخترون

گره گشاست

سنگ صاف

بر رد پای مولا

دل چسب به عطر نفسهای پیرهن شام غریبان نخل است 

دامن گلی

آش نذر

پا انداز آرزویت

قدم بردار

الوند

با قامت بلند و استوارش

بوسه بر رنگین کمان ایوان نگاهت می زند .

 


 گردآورنده : آقای حمید فرخی

 

*** دامن گلی توصیفی کوتاه  از دشت یمن است که هر قسمتی از این دشت  با نامی در میان مردمش شناخته شده و هرکدام قصه و سرگذشت هایی در دل دارند .***